تیتر یک: احمدی نژاد
1-تعطیل شدن موقت کارگزاران و مصایب آن –از جمله حقوق و مزایای معوقه که انگار خیال وصول شدن ندارد-
حسنی هم داشت و آن این که کار در حوزه ورزشی و مهم تر از آن، کار با پژمان راهبر را تجربه کنم. پیش از این هیچ وقت دید خوشی نسبت به مطبوعات ورزشی نداشتم اما حالا می بینم که یک تیم حرفه ای و کاربلد می تواند حتی در فضای نه چندان خوشایند مطبوعات ورزشی، سالم و تاثیرگذار باشد. در بحران مخاطب مطبوعات، وجود امثال پژمان که رگ خواب مخاطب دستشان است و از ریسک نمی ترسند، غنیمتی است. ای کاش همین چند روزنامه باقیمانده هم تکانی به خودشان بدهند و خود را به سلیقه عامه نزدیک تر کنند(حالا گیرم این سلیقه را نازل بدانند)
2- حالا جدا از وابستگی کاری و احساسی که به «دنیای فوتبال» پیدا کرده ام، سرنوشت نشریه ای خصوصی با نگاهی متفاوت و رویه ای نو در جذب مخاطب برایم مهم شده است. گمانم باید برای سایر همکاران مطبوعاتی هم باشد.
3- صفحه اول «دنیای فوتبال» روز سه شنبه، به نظرم یک شاهکار بود. در حالی که همه روزنامه های ورزشی و غیر ورزشی ترجیح داده بودند تا صحبت های احمدی نزاد درباره مشکلات فدراسیون فوتبال را با وجود بیش از 24 ساعت تاخیر به صورت خبری و هارد پوشش بدهند، انتخاب تیتر و عکس غیر خبری اما جذاب و گویا در کنار مجموعه مطالب پر و پیمان مربوط به این قضیه در صفحات داخلی، انتخابی هوشمندانه و قابل تحسین بود.
تكرار...
1- بچگيهام بند ميكردم به يك كلمه و مدام تكرارش ميكردم اونقدر كه كلمه سرش گيج ميرفت و گنگ ميشد. بعد شك ميكردم به كلمه و به معنيش و لذت ميبردم. حالا روزها و شبها رو تند و تند تكرار ميكنم و به هيچ لذتي نميرسم.
2- شنبه 27 فروردین ، 1384يكي از وبلاگهاي بينام و نشونم:
«هيچ چيز وجود ندارد که لحظهای را از لحظهی ديگر متمايز کند اما زخم ها تبديل به خاطره ميشوند»
اين همه خاطره داره منو نگران سلامتيم میکنه. اينه که دنبال زخم های سياسی يا سکسی میگردم؛ شايد فيلترينگ خاطره به داد شب هام برسه.
3- تكرار،تكرار،تكرار،تكرار،تكرار،تكرار،تكرار،تكرار،تكرار،تكرار....

